نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۸۵ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر صد هزار ازین غم و دردم رسد به روی

دانی که از در تو نگردم به گفت و گوی

پشتم به هرکه عالم و رویم به روی تست

آیا بود که باز نشینیم روبه روی

ای باد اگر به جانب آن ماه بگذری

از مهر من به حضرت او ذرّه ای بگوی

گر آنچه در فراق تو بر ما همی رود

وآنگه ز دست جور رقیبان تندخوی

گر بخت یاریی دهدم در شب وصال

تا روز، شرح هجر توان گفت مو به موی

تا جان به تن بود سر ما آستان دوست

تا پای طاقتست بپویم به جست و جوی

با مدّعی بگوی که ناموس و نام و ننگ

بر باد عشق رفت تو بیهوده بس مگوی

بر دیدهٔ جهان گذر ای سرو نازنین

کز رهگذار بست برو بس ز اشک جوی

بر عرصه فراق ز چوگان روزگار

من خسته دل شکسته و سرگشته‌ام چو گوی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عاطفه و درد جدایی صحبت می‌کند و به محبوب خود بی‌نهایت ارادت می‌ورزد. او می‌گوید که حتی اگر صدها غم و درد به سراغش بیاید، هرگز از در محبوبش دور نمی‌شود. او از باد می‌خواهد که پیغام عشقش را به محبوب برساند و از سختی‌ها و رنج‌هایی که در نبود او تحمل کرده، سخن می‌گوید. همچنین، از عشق و وفاداری‌اش می‌گوید و تأکید می‌کند که تا زمانی که جان دارد، به دنبالش خواهد بود و در پی وصال او تلاش خواهد کرد. شاعر به بیان احساسات عمیق خود و شکسته‌دلی‌اش از جدایی می‌پردازد و به نوعی سرنوشت خود را در عشق می‌بیند.