شمارهٔ ۱۳۸۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خوشش رنگ و خوشش روی و خوشش بوی
خوشش عارض خوشش زلف و خوشش موی
خوشش آن جعد مشکین بر بناگوش
خوشش قامت خوشش چشم و خوش ابروی
خوشش آن لفظ و گفتار چو شکر
خوشش لعل لب شیرین دلجوی
خوشش قند و خوشش قد چو شمشاد
خوشش بر قامت رعنا دو گیسوی
امیدم بود بر وصل چنان یار
که بنشینم زمانی روی بر روی
به بوی آنکه بوسم خاک پایش
به سر گردم چو گویی اندر این کوی
نکرد او رحمتی بر حال زارم
به رویم گرچه دید از خونِ دل جوی
جهان را در فراقت حال زارست
به فریاد جهان رس ای جهانجوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از زیباییهای محبوبش صحبت میکند و ویژگیهای ظاهری او را توصیف میکند. او به رنگ، شکل، بوی خوش و جذابیتهای دیگر این معشوق اشاره میکند و از جمله زلف، مو، چشم و ابرو او یاد میکند. شاعر آرزو دارد که با این یار بماند و لحظاتی را با او سپری کند، در کنار این زیباییها، او از درد و رنج جدایی و بیرحمی محبوبش شاکی است. او به ناکامی در رسیدن به وصال و حال زار خود اشاره میکند و از درد جدایی مینالد. در نهایت، او از جهانیان میخواهد که به درد او توجه کنند و به یاریاش بیایند.