نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۲ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا گویی که عشقت سر نبشتست

که خاکم را به مهر تو سرشته‌ست

نرویَد در دلم جز بیخ مهرت

که تخم مهر رویت زود کِشته‌ست

چو روی او ندیدم هیچ چهری

بنی آدم نباشد او فرشته‌ست

چه بودی گر چنین بدخو نبودی

نگار خوب رو را این سرشتست

فرو برده به خون دیده‌ام دست

نگویی ای دلارامم که زشتست؟

سرانگشتان دلبندم همانا

به خو ناب دل عشّاق رشته‌ست

به ساعدهای سیمین تا دگر بار

کدامین عاشق بیچاره کُشته‌ست

مخور غم در جهان خوش باش حالی

بسا گلبوی ماه آسا که خشتست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و احساسات عمیق عاشق نسبت به معشوقش است. شاعر می‌گوید که عشقش به معشوقش در سرنوشتش نوشته شده و وجود او را به زیبایی توصیف می‌کند. او احساس می‌کند که تنها در دلش عشقی برای معشوق وجود دارد و هیچ چیز دیگری نمی‌تواند در آنجا رشد کند. در حالی که معشوق را فرشته‌ای زیبا می‌داند، شاعر از ستمی که نسبت به خودش شده ناراحت است و به اشاره به زحمات و دردهای عاشقانه‌اش، تاکید می‌کند که عشق او حقیقی و عمیق است. در انتها، شاعر توصیه می‌کند که نباید غمگین بود و باید در زندگی خوشحال بود، چرا که ممکن است زیبایی‌های زیادی وجود داشته باشد که نادیده گرفته شوند.