شمارهٔ ۱۴۵ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سر به سر کار جهان گر تو بدانی هیچست
به همه کار جهان چون نگرانی هیچست
در دل تو اثر مهر و وفا میباید
ورنه ای دوست مرا یار زبانی هیچست
راز سربستهٔ ما را مگشا پیش صبا
زآنکه چون باد صبا پرده درانی هیچست
نیک و بد پیش تو جانا همه یکسان گذرد
چون نکویی ز بدی باز ندانی هیچست
بنده باید که ز جان بندهٔ ما میباشد
ورنه پیش عقلا بندهٔ نانی هیچست
عهد بستی که نگردی به سر از کوی وفا
دل ما گر تو کنون در غم جانی هیچست
به جهان دل منه ای عاقل اگر هش داری
که غم و شادی دوزان چو تو دانی هیچست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به تفکر و نگرش نسبت به زندگی و تعلقات انسانی میپردازد. شاعر بر این باور است که تمام چیزهای دنیوی بیارزش هستند و در نهایت، تنها محبت و وفا در دل انسان اهمیت دارند. او به دوستش میگوید که اگر محبت و وفا در دلش نباشد، وجودش هیچ ارزشی ندارد. همچنین، تاکید میکند که رازهای عمیق و روابط انسانی را نباید برای دیگران فاش کرد، زیرا حقیقت درونی این روابط تنها نزد خود افراد باقی میماند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که غم و شادی باید به یکسان پذیرفته شوند و انسان باید از وابستگی به دنیا فاصله بگیرد.