نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۲ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صبا با یار ما گو کایت چه ننگست

چرا بی موجبی با ما به جنگست

ببردی نام و ننگم ای دل و دین

دل ما را چه جای نام و ننگست

به خاک ره نشستم و آن عجب نیست

چو ما را پیش تو این آب و رنگست

چرا باری ز وصلت ای دلارام

چو میمِ آن دهن روزیم تنگست

بُدم آهوی وحشی گشتمش رام

چه چاره چون که خویَش چون پلنگست

مرا چون آبگینه دل پر از مهر

تو را دل خود چرا پولاد و سنگست

مسلمانان مرا بر دل بدانید

بسی بار جهان زان شوخ و شنگست

مرا دل یک بُوَد دلدار یک بس

چرا آن نازنین با ما دو رنگست

چو عودم بر سر آتش نهادی

مرا باد از هواداری به چنگست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق عاشقانه و تنش‌های ناشی از عدم اتحاد و جدایی بین عاشق و معشوق است. شاعر از درد و رنج ناشی از بی‌توجهی و سردی معشوق می‌گوید و احساس می‌کند که نام و ننگ برای او بی‌معنا شده‌اند. او به ناپایداری و سختی دوستی اشاره می‌کند و خود را در شرایطی توصیف می‌کند که دلش پر از عشق است، در حالی که معشوقش بی‌احساس و سنگدل به نظر می‌رسد. در نهایت، شاعر از کشمکش‌های عاشقانه و تنهایی ناشی از عدم پاسخگویی معشوق شکایت می‌کند.