نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۶ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا جز عشق تو در سر هوس نیست

مرا از دیدن روی تو بس نیست

ترا گر هست بر جایم بسی یار

به جان تو که ما را جز تو کس نیست

به فریاد دل مسکین ما رس

که جز لطف توام فریادرس نیست

به پای صبر تا کی پاس دارم

چو بر وصلت جهان را دست رس نیست

گرت بر دل گذر یابم چه نقصان

که عاری بحر عمان را ز خس نیست

هوای کوی وصلت بس بلندست

جز این بازِ دل ما را هوس نیست

به روز هجرت ای چشم جهان بین

چو جیحونِ دو چشم ما ارس نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر ابراز عشق و longing (دلتنگی) شدید شاعر به معشوقه‌اش است. او می‌گوید که جز عشق او در دلش هیچ آرزویی ندارد و دیدن چهره‌ی او برایش کافی نیست. شاعر به شوق و انتظار برای وصال و نزدیکی به محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که جز لطف و مهر او، کسی نمی‌تواند به فریاد دلش برسد. او از صبر خود شکایت می‌کند و به ناامیدی از رسیدن به معشوق اشاره می‌کند، و در نهایت بر اهمیت عشقش تاکید می‌کند.