شمارهٔ ۳۰۲ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا دلبند و مونس غیر غم نیست
ترا سرمایه جز جور و ستم نیست
مرا چون تو نباشد در جهان یار
ترا بهتر ز من دلدار کم نیست
اگر روی ترا در خواب بینم
ز بخت سرکش خود باورم نیست
به جان آمد دل من از جفایت
که بر جای تو جز غم در برم نیست
هلال عید اگرچه خوش هلالیست
چو طاق ابروی دلدار خم نیست
خبرداری نگارینا به جانت
که در هجران تو خواب و خورم نیست
درم خواهد ز من درویش گفتم
بگویم نی گرم هست و گرم نیست
کریمان را کرم باقیست لیکن
چه چاره چون به دست اندر درم نیست
تهی دستم چو سرو آزاد آری
درم جایی بود کانجا کرم نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حسرت و غم شاعر نسبت به دلبندش است. شاعر میگوید که در دنیای او تنها غم و اندوه وجود دارد و هیچ یاری جز معشوقش ندارد. او به شدت به عشقش وابسته است و درد و رنج فقدان او را حس میکند. خواب دیدن معشوق دردناک است، چون انتظار ندارد که خوشبختیای نصیبش شود. شاعر از بیپولی و تهیدستی شکایت دارد و میگوید که اگرچه کریمان همیشه مهربانند، اما او در شرایط سخت به کمکی دست نمییابد. احساس تنهایی و ناکامی در این شعر به وضوح حس میشود.