نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر اقبال باشد یاور ما

دهد داد ضعیفان داور ما

نماند این شب دیجور باری

برآید آفتاب خاور ما

چه باشد گر به دست آری نگارا

ز روی لطف یک دم خاطر ما

به هر ساعت ز یادت باد سردی

برآید از دل چون آذر ما

مسلمانان مگر ما را بزایید

برای روز هجران مادر ما

به دل می‌برنیایم، این بلا بین

از این دل تا چه آید بر سر ما

جوابم داد دلبر گفت در دام

فتادی از دو زلف کافر ما

به کویش گر روم فی‌الحال گوید

چو حلقه چند باشی بر در ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس امید و تغییر متعلق است، و بیانگر این است که اگر امید و حمایت وجود داشته باشد، سختی‌ها و شب‌های تاریکی به پایان خواهند رسید و طلوع آفتاب خوشبختی در راه است. شاعر از محبوب خود درخواست می‌کند که با لطفی هرچند اندک، دل او را شاد کند و به یاد او در سختی‌ها تسلی یابد. همچنین تاکید می‌شود که این زندگی خالی از بلایایی نیست و ارتباط با محبوب می‌تواند مایه تسکین باشد. شاعر به تلاطم‌های عاشقانه و وابستگی عاطفی اشاره می‌کند و در نهایت به اشتیاق خود برای نزدیکی به محبوبش می‌پردازد.