نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۱ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا در عشق جز درد دلی نیست

چو از وصل نگارم حاصلی نیست

اگر پیش تو آسانست جانا

مرا چون روز هجران مشکلی نیست

بجز مهرت نمی‌ورزیم کاری

بجز کوی تو ما را منزلی نیست

مرا گویند دل دادی تو بر باد

فدا بادا تو را غیر از دلی نیست

مجوی از ورطهٔ عشقش خلاصی

که بحر عشق او را ساحلی نیست

شدم دیوانه از زنجیر زلفش

وزین سودا به عالم عاقلی نیست

صبا از من پیامی نزد دلدار

رسان چون جز تو ما را حاملی نیست

دل از من بستد و در دیگری بست

چو می‌بینم چو شخصم غافلی نیست

تو دلبر در جهان جان جهانی

جهان را بی تو خود جان و دلی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عمیق عاشقانه را بیان می‌کند. شاعر از درد و رنج عشق می‌گوید و به نداشتن وصال معشوقش اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که عشق او جایی برای آرامش ندارد و تنها عشق معشوقش را می‌طلبد. شاعر به زنجیر شدن از زیبایی‌های معشوق اشاره کرده و می‌گوید که هیچ چیز جز عشق او برایش اهمیت ندارد. او همچنین از عدم وجود جان و دل در جهان بدون معشوقش سخن می‌گوید و در نهایت حسرت و دیوانگی ناشی از دوری او را شرح می‌دهد.