شمارهٔ ۳۸۷ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قسم خوردم نگارینا به رویت
پس آنگه بر دو زلف و خال و مویت
به طاق ابروان و چشم مستت
به زلف و عارض پر رنگ و بویت
به زلف سرکش عاشقفریبت
به فرقت تا قدم زآن خلق و خویت
به آب لعل شیرین شکربار
که از جان تشنهام بر خاک کویت
تویی آب حیات از چشمه نوش
چو اسکندر منم مایل به سویت
مزن زین بیش بر چوگان زلفت
چون من افتادهام در پا چو گویت
جهانبانا یقین دانی که عمریست
که من جان میدهم در آرزویت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این قطعه به عشق و زیبایی معشوق خود اشاره میکند. او با قسمی به زیباییهای نگار خود، از دو زلف، خال، ابروان و چشمهای مستش یاد میکند. شاعر عاشقانه از زلفهای سرکش و عارض خوشرنگ معشوقش سخن میگوید و حس تشنگی خود را برای وصال او ابراز میکند. او خود را مانند اسکندر میداند که میل به رسیدن به معشوق دارد و از اینکه در عشقش افتاده است، احساس ناراحتی و گاهی وابستگی میکند. در نهایت، شاعر میگوید که عمرش را در آرزوی معشوق سپری کرده و جانش را فدای عشق او میکند.