نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۳ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه باشد ار تو ز لطفم کنی زمانی شاد

جهان کنی دگر از وصل خویشتن آباد

گذشت داد من از حد برون ز دست غمت

بده مراد دلم بیش از این مکن بیداد

اگر به کلبه احزان ما دهی تشریف

هزار جان عزیزم فدای جان تو باد

مرا سریست بر آن آستان و می دانی

فدای راه تو کردیم و هرچه باداباد

منم که بندهٔ آن قامت چو سرو تواُم

به بوستان وفای تو همچو سرو آزاد

جفا کنند حبیبان ولی به پیش دلم

هزار بار بهست آن ز عهد بی بنیاد

جفا مکن به من ای جان برون ز حد ورنه

هزار ناله زنم در جهان و صد فریاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات بیانگر احساسات عمیق خود نسبت به محبوب است. او از لطف و محبت محبوبش می‌خواهد که لحظه‌ای خوشی برای او به ارمغان آورد و با وصل خود، دنیا را آباد کند. شاعر به شدت تحت تأثیر غم و اندوه قرار دارد و از محبوب خواستار است که بیش از این عذاب ندهد. او از عشق و وفاداری خود به محبوب سخن می‌گوید و حاضر است جانش را فدای او کند. در پایان، شاعر به محبوب هشدار می‌دهد که اگر به او جفا کند، صدها بار ناله و فریاد خواهد زد. این اشعار نشان‌دهنده عشق عمیق و دردناک شاعر به محبوبش است.