نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۷ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یار ما شبهای تاری بر تو همچون روز باد

سال و ماه و هفته و روزت به از نوروز باد

لشکر منصور رایات همایون تو گشت

دایم از فتح و ظفر بر دشمنان فیروز باد

جان بدخواهان جاهت ای دو دیده همچو شمع

در سر بالین عیشت روز و شب در سوز باد

دشمنانت همچو روباهند جاها در کمین

شیر چرخ هفتمین پیش تو دست آموز باد

تیغ قهر جان ستانت ای ز جان خوشتر مرا

در دو چشم دشمنانت ناوک دلدوز باد

چون به نخجیر سعادت میل فرمایی ز جان

بس پلنگ سفله دوران تو را چون یوز باد

شمع جمع خاطر محزون مایی راستی

در شبستان وفا دایم جهان افروز باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و دعای خیر برای یک بزرگوار اشاره دارد و در آن از آرزوهای خوب برای او صحبت می‌شود. شاعر بیان می‌کند که شب‌های تیر و تار او مانند روز روشن است و سال و ماه‌هایش بر نوروز برتر است. لشکر او همیشه در فتح و پیروزی بر دشمنان موفق باشد. همچنین، بدخواهانش در عذاب و سوز باشند و او به یاد آن‌ها در آرامش بماند. در ادامه، دشمنان او را به روباه‌هایی که در کمین نشسته‌اند تشبیه می‌کند و از او می‌خواهد که با قدرت و شجاعت مانند شیر عمل کند. در نهایت، شاعر آرزو می‌کند که او در زندگی‌اش همیشه به سعادت و خوشبختی برسد و وجودش باعث روشنی و شادی در دل‌های دیگران باشد.