شمارهٔ ۴۰۱ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شبت به صبح سعادت همیشه مقرون باد
دو چشم دشمن جاهت همیشه پُر خون باد
هرآنکه شاد نباشد به بخت فیروزت
دلش ز جور و جفای زمانه محزون باد
هرآنکه راست نخواهد قد الفوارت
همیشه شست امیدش خمیده چون نون باد
جفای دهر که کم باد از دلم یارب
بقای عمر تو از هرچه هست افزون باد
بقای عمر تو را از خدای میطلبم
ندا رسید به گوش دلم که همچون باد
گدای کوی تو از کیمیای عاطفتت
به فرّ بخت بلند تو همچو قارون باد
کسی که در دو جهان میل بندگیت نکرد
سیه گلیم و سیه روی و بخت وارون باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر آرزو میکند که زندگی و بخت فردی خاص، همیشه خوش و خوشبخت باشد. او به دشمنان اشاره میکند که چشمشان همیشه پرخون باشد و میگوید کسانی که شاد نیستند، دلشان از سختیهای زمانه محزون خواهد بود. شاعر به عواقب کسانی که در برابر خوشبختی ایستادگی کنند، اشاره میکند و از خداوند عمر طولانی و خوب برای محبوبش میطلبد. او همچنین تأکید میکند که کسانی که در دو جهان به بندگی معشوق نپرداختهاند، به بدی و بدشکلی مبتلا شوند.