نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۳ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا با قامت آن سرو آزاد

مسلمانان ز جانم بس خوش افتاد

نهال قامتش سرو بلندست

که بیخ صبر برکندم ز بنیاد

خیالش از دو چشمم کی شود دور

که در سالی نیارد یک دمش یاد

ز غم گشتم مسلمانان چو مویی

نگویی از وصالت کی شدم شاد

ندارم خواب و خور در درد هجران

شبی از وصل خویشم رس به فریاد

تنم خاکی و باد عشق در سر

چه دارد آشنایی خاک با باد

دلم برد و تنم چون خاک ره کرد

هزارش آفرین بر جان و تن باد

درآمد آتش عشقت تنم سوخت

از آن رو خاک ما بر باد برداد

چو بگشود از سر زلفش گره باز

جهان از بوی زلفش گشت آزاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و محبت عمیق شاعر به معشوقش است که او را با درخت سرو آزاد تشبیه کرده است. شاعر از غم و دوری معشوقش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هر لحظه به یاد اوست و نمی‌تواند از فکر او بیرون برود. او از درد فراق و تأثیر عشق بر وجود خود می‌نالد و به توصیف احساسات عمیقش نسبت به این عشق می‌پردازد. در نهایت، شاعر به آزادی که با باز شدن گره زلف معشوقش به دست می‌آورد اشاره می‌کند و از آتش عشقش که وجودش را می‌سوزاند، صحبت می‌کند.