شمارهٔ ۴۵۵ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
منم از درد هجران چون گلی زرد
شکفته در فراقت با غم و درد
به درد روز هجرانت نگارا
جدا کردی مرا از خواب و از خَورد
به غم جفتم ز درد دوری تو
چرا داری ز وصل خود مرا فرد
شدم در ششدر هجران گرفتار
از آن تا باختم با عشق او نرد
منم با درد آن عشق پری روی
همیشه با دلی گرم و دمی سرد
نه مرد عشق او بودم ولیکن
بود فرقی تمام از مرد تا مرد
جفا از سر گرفتی با من ای دوست
که گفتت کز وفا و عهد برگرد
ربود از ما قرار و صبر و آرام
چرا با ما نگارینم چنین کرد
خبر داری که در ایام هجرت
غم عشقت بر آورد از جهان گرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از درد فراق و جدایی از معشوقش سخن میگوید. او خود را مانند گلی زرد توصیف میکند که بر اثر دوری از معشوق شکفته و غمگین شده است. این جدایی باعث شده که او از خواب و خوردن محروم شود و در حسرت وصل معشوق به سر میبرد. شاعر احساس میکند که در این دوره، به شدت گرفتار غم و عذاب ناشی از دوری شده و از این موضوع نگران است. او همچنین به نوعی جفا و بیوفایی از سوی معشوق اشاره میکند که باعث سلب آرامش و قرار از او شده است. در کل، این شعر به خوبی احساس عمیق ناراحتی و عشق حقیقی را در شرایط فراق بیان میکند.