نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جانا غم عشق تو فراموش توان کرد

غیر از غم عشق تو در آغوش توان کرد

گر تو صد از این جور کنی بر من مسکین

ای جان به ستم عهد فراموش توان کرد

گرچه سخنم یاد نگیری به حقیقت

درّیست گرانمایه که در گوش توان کرد

ار زهر هلاهل دهدم عشق به یک دم

ای دوست به یاد لب تو نوش توان کرد

امشب اگرم نیست به وصل تو امیدی

با این همه غم یاد شب دوش توان کرد

گیسوی تو از قد تو بگذشت نگارا

افعیِ چنین را به سر آغوش توان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان درد و غم عشق خود می‌پردازد. او می‌گوید که فراموش کردن غم عشق محبوبش ممکن نیست و حتی اگر محبوب به او ظلم کند، باز هم نمی‌تواند این عشق را فراموش کند. شاعر از زیبایی محبوب و تأثیر آن بر خود سخن می‌گوید و در نهایت به یادآوری لحظات گذشته اشاره می‌کند، حتی اگر در حال حاضر امیدی به وصال محبوب نداشته باشد. غم عشق و تأثیر زیبایی محبوب بر دل شاعر، محور اصلی این شعر است.