نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دل عاشق ز غم پُر درد باشد

رخش از درد دوری زرد باشد

به شبهای فراق روی دلبر

ز خورد و خواب دایم فرد باشد

نه در خورد منست این آرزو لیک

شب وصلت مرا درخَورد باشد

منم خاک سر کویت مبادا

ز ما بر خاطر تو گرد باشد

کسی آگه شود بر دردم ای جان

به عشق او که صاحب درد باشد

تو می‌دانی مرا در هجر رویت

دلی بس گرم و آهی سرد باشد

کسی کاو را بود صبر از نگاری

به عشق او که صاحب درد باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را در مورد عشق و دوری از معشوق بیان می‌کند. او از غم و درد ناشی از فراق سخن می‌گوید و توصیف می‌کند که چگونه عشق او موجب رنجش و بی‌خوابی‌اش شده است. این عشق به حدی قوی است که در دل او همیشه زنده باقی خواهد ماند، حتی اگر آرزوی وصال برایش غیرممکن باشد. شاعر همچنین به درد و رنج خود در هجران معشوق اشاره می‌کند و از دیگرانی که مثل او عاشق هستند، یاد می‌کند. در کل، شعر احساساتی را که عشق و فراق به همراه دارد، به زیبایی منتقل می‌کند.