نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گرم مهمان شوی یک دم چه باشد

ورم یک دم شوی همدم چه باشد

ور از وصلت بیاساید غریبی

ز حسن رویت آخر کم چه باشد

دل مجروح بی درمان ما را

گر از وصلش کنی مرهم چه باشد

به روز تلخ هجرانت نگارا

مرا مونس به غیر از غم چه باشد

نمی‌بینم به هر عمری وصالت

از این مشکلترم ماتم چه باشد

دلم خونست در هجران نگارا

ببین حال دلم دردم چه باشد

ز من پرسی که حالت چیست با درد

بجز هجران تو دردم چه باشد

جهان از آب دیده شد چو دریا

گل خیسیده را در نم چه باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق می‌پردازد. شاعر از سختی‌ها و عذابی که در دوری محبوبش متحمل می‌شود سخن می‌گوید و سوالاتی مطرح می‌کند که نشان‌دهنده یأس و ناامیدی اوست. او به زیبایی محبوبش و تأثیری که بر دل مجروحش دارد اشاره می‌کند و از غم و درد ناشی از هجران می‌گوید. شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین محبوبش شود و تنها غم و درد ناشی از این جدایی برایش باقی مانده است.