نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا جز مهر تو در دل نباشد

جز آب عشق تو در گل نباشد

اگر صد جان دهم در آرزویت

بجز درد دلم حاصل نباشد

مرا آسان نباشد از تو دوری

تو را هجران ما مشکل نباشد

مرا اندیشه وصل تو بودی

عجب دانم اگر باطل نباشد

تو را بسیار عاشق در جهانست

چرا نام جهان داخل نباشد

بدین زاری که در عشقت جهانست

تو را رحمی چرا در دل نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عمق عشق و ارادت خود به معشوق اشاره می‌کند. او می‌گوید که هیچ احساس یا چیزی جز عشق به معشوق در دلش وجود ندارد و حتی اگر جانش را برای او فدای کند، تنها درد دلش باقی می‌ماند. دوری از او برایش سخت است و به عشق و وصال او می‌اندیشد. شاعر به کثرت عاشقان معشوق اشاره کرده و می‌پرسد چرا با این همه عشق، معشوق در دل کسی رحم و محبت نمی‌کند. به طور کلی، شعر ترکیبی از عشق عمیق، درد و شگفتی نسبت به بی‌توجهی معشوق است.