شمارهٔ ۵۷۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون عارض دلجوی بتم ماه نباشد
ور ماه بُوَد ساکن خرگاه نباشد
از آه دل سوختهٔ ما حذری کن
کان دم زنم آهی که کس آگاه نباشد
روی از من بیچاره بپوشید به تندی
بر آینه تندی بجز از آه نباشد
تا چند زنم حلقه صفت سر به در یار
گویند برو در حرمت راه نباشد
گویند چه خواهی به جهان کام دل خویش
ما را بجز از وصل تو دلخواه نباشد
من راهرو راه غم عشقم و دانی
در کوی هوس رفتن بیراه نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و دلتنگی شاعر است. او به عشقش اشاره میکند و میگوید که اگر محبوبش مانند ماه زیبا باشد، باید در کنار او بماند. او از درد دلش سخن میگوید و میخواهد که محبوبش به او توجه کند و از او دل برافروزد. شاعر به وضعیت ناامیدی خود اشاره میکند و میگوید که تنها آرزویش وصال محبوب است و این که در ادامه مسیرش تنها به درد و رنج عشق دچار خواهد بود. شعر، تم غم و افسوس را به زیبایی بیان میکند و نشاندهنده عمق احساسات شاعر است.