نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه خوش باشد شبی تا روز مهتاب

فتاده از رخش در روی مه تاب

ز نور روی چون خورشید برده

نگار مهوشم از چشم ما خواب

کشیدی چون کمانم پشت در خم

فکندی دیگرم چون تیر پرتاب

مسوزانم به داغ هجر ازین بیش

دمی ما را به وصل خویش دریاب

مرو ای مردم دیده به خونم

که بحر عشق او را نیست پایاب

رخم چون زر شد و وجهیست نیکو

ز هجرانت جگر شد پر ز خوناب

ز دیده چند بارم در فراقت

نگارینا بگو اشکی چو سیماب

بحمدالله که در دوران عشقت

مهیا شد جهان را جمله اسباب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک معشوق است که دل شاعر را در عشقش می‌سوزاند. شاعر به وصف چهره معشوق می‌پردازد و دلتنگی و شوق وصال را بیان می‌کند. او از درد جدایی و هجران می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که او را به حال خود رها نکند. همچنین اشاره به بی‌پایانی عشق و زیبایی معشوق دارد و احساسات عمیق خود را در برابر معشوق ابراز می‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که در عشق، دنیا پر از زیبایی‌ها و جهات نیکوست.