شمارهٔ ۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رحمی بکن آخر به من خسته خدا را
از حد مبر آخر به دلم جور و جفا را
زین بیش نماندهست مرا طاقت هجران
آخر نظری کن به من از لطف، خدا را
یک شب ز سر لطف، تو بر وعده وفا کن
زین بیش میازار دل خستهٔ ما را
از بس که جفا بر من بیچاره پسندی
بر بنده ببخشود ز جورت دل خارا
دردی ز غمت بر دل رنجور ضعیف است
زنهار مکن دور از این درد دوا را
سلطان جهانی و من از خیل گدایان
بنواز زمانی ز سر لطف گدا را
یک روز وفا کن به خلاف ای بت دلخواه
باشد که بگویند به سر برد وفا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خدا و معشوقش تقاضای رحمت و توجه میکند. او از درد و رنج فراق میگوید و میخواهد که به خاطر خستگی و بیتابیاش، یک شب به او توجه کند و از جور و جفای عشقش کم کند. شاعر به شدت از آزارها خسته شده و از معشوق میخواهد که در حق او مدارا کند و با یک حرکت محبتآمیز، دلش را تسکین بخشد. او به مقام و عظمت معشوق اشاره میکند و خواستار یک لحظه محبت از سوی اوست تا بتواند آرامش یابد.