نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۱ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنان که مهر روی چو ماه تو دیده‌اند

مهرت به جان و دل ز جهانی خریده‌اند

فرهادوار عاشق و زارند خسروان

تا یک حدیث از آن لب شیرین شنیده‌اند

نیل محبّت تو چو دانی که از ازل

ای نور دیده بر رخ جان‌ها کشیده‌اند

از ما جدا مشو که دل طالبان دوست

عشق رخ تو از همه عالم گزیده‌اند

از راه مردمی همه آیند مردمان

کاندر هوای روی تو ای نور دیده‌اند

اندر هوای کعبهٔ وصل تو عاشقان

جان داده‌اند و راه بیابان گزیده‌اند

آنان که رو به قبلهٔ امّید داشتند

هم عاقبت به کعبهٔ وصلش رسیده‌اند

باد صبا نمود که سرو چمن تمام

از شرم قامتت به قیامش خمیده‌اند

آنان که عاقلان جهانند بی‌ریا

بر خاک آستانت چو ماهی تپیده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و علاقهٔ عمیق به محبوبی است که همچون ماه می‌درخشد. عاشقان به خاطر محبت او، عشقش را از تمام جهان برگزیده‌اند و از هر گوشه‌ای به سوی او می‌آیند. در این راستا، آن‌ها برای رسیدن به وصال محبوب جان خود را فدای عشق کرده‌اند. همچنین، تصویرهایی از طبیعت و زیبایی‌های آن بر اساس مقام و عظمت محبوب ارائه شده است و در نهایت به ستایش از زائران و عاشقانی اشاره دارد که با خضوع در آستان محبوب، عشق و ارادت خود را نشان می‌دهند.