شمارهٔ ۶۰۲ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عشاق مهر روی تو از جان خریدهاند
مهر تو را ز هر دو جهان برگزیدهاند
تا آشنای کوی تو گشتند در جهان
حقّا که از محبّت عالم بریدهاند
در شاهراه عشق تو مدهوش و عاشقند
خفتند با خیال تو و ز جان بریدهاند
هر کس که سر نهاد به پای تو بی ریا
کردند سر فدا و رُخت را ندیدهاند
آنان که جان به مهر رخ دوست دادهاند
خاک درش مقام رخ خویش دیدهاند
یاران بی وفا که شکستند عهد ما
با این همه هنوز مرا نورِ دیدهاند
ماییم سر نهاده به پایت روان و تو
چون سرو بوستان که ز ما سر کشیدهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و فداکاری عاشقان برای معشوق است. آنها همه چیز را فدای محبت کرده و برای عشقشان از دنیا و زندگی خود بریدهاند. عاشقان به خاطر معشوق مدهوش شده و در خیالات او غرقاند. هر کسی که برای عشقش جانش را میگذارند، به عشق او به مقام و منزلت میرسد. با وجود بی وفایی برخی یاران، شاعر همچنان به عشق و نور معشوقش دل بسته است و خود را فدای او میکند، در حالی که معشوق از آنها غفلت کرده و به نظر میرسد از آنها دور است.