شمارهٔ ۶۰۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دردمندان تو از وصل تو درمان طلبند
یک نظر دیدن روی تو چو ایمان طلبند
همچو پروانهٔ سرگشته دلِ خلق جهان
بر فروغ رخ تو راه شبستان طلبند
بلبلان را همه فریاد و فغان دانی چیست
عاشقانند و به بستان گل بستان طلبند
در فراق رخ تو ناله برآورد هزار
وین زمان باج خود از باده پرستان طلبند
غمزه شوخ و لب لعل تو با همدیگر
زاری و سوز سحرگاه ز دستان طلبند
به شب دولت وصل تو ندارم دستی
تیغ هجران تو را رستم دستان طلبند
چشم تو خون جهان ریخت ازو نیست عجب
راستی و خرد و عقل ز مستان طلبند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها به توصیف عشق و اشتیاق عاشقان میپردازد. او بیان میکند که دردمنشان و عاشقان برای دیدن روی معشوق و وصال او در عطش و التهابند. پروانههای سرگشته و بلبلان در جستجوی روشنایی و زیبایی معشوق هستند. در فقدان معشوق، نالهها و فریادهای عاشقان بلند میشود. شاعر همچنین به تأثیر نگاه معشوق و نغمه و غمزههای او اشاره میکند که دلها را میسوزاند و جانها را میگیرد. در نهایت، به ضعف و درماندگی عاشقان در برابر تیغ جدایی و هجران اشاره میکند و میگوید که حتی عقل و خرد نیز از شوری عاشقانه دورند.