شمارهٔ ۶۰۷ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دردمندان غم عشق دوا می طلبند
وز مراد دو جهان وصل شما می طلبند
دیده ی دیدن روی چو مهت ای دیده
شب و روز و گه و بی گه ز خدا می طلبند
شب وصل تو که چون جان به جهانست عزیز
خلق عالم همه آن را به دعا می طلبند
مه ما چونکه نهانست ز چشم همه خلق
روشنایی رخ دوست ز ما می طلبند
لشکر عشق تو دادند حصار دل ما
جان کنون از من بیچاره چرا می طلبند
خبرت هست که بالای تو سرویست روان
رهروان ره عشق تو بلا می طلبند
لطف تو چونکه طبیب دل رنجورانست
دردمندان جهان از تو دوا می طلبند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و نیاز به وصال معشوق میپردازد. شاعر میگوید که دردمندان به دنبال درمان درد عشق هستند و از یار خود میخواهند که به آنها نزدیک شود. دیدن رویا و جمال محبوب، آرزوی همگان است و شب وصل او به قدری گرانبهاست که همه دعا میکنند تا به آن برسند. همچنین، در اشاره به پنهان بودن محبوب از دید همه، شاعر تاکید دارد که همه به دنبال نور و روشنایی وجود او هستند. عشق به محبوب، حصاری دور دل شاعر ایجاد کرده و او به شدت خواهان حضور اوست. در پایان، شاعر یادآور میشود که محبوب مانند طبیبی برای دردمندان و رنجوران است که به او نیاز دارند.