نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۶ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سرو قدّت سایه تا بر ما فکند

شور و غوغا در وجود ما فکند

بر جهان دل دیده را بگشود باز

تا نظر بر آن قد و بالا فکند

هیچ می‌دانی سنان غمزه‌اش

در سر بازارها سرها فکند

آن دو زلف عنبرآسایش دگر

جان ما در بوتهٔ سودا فکند

وعدهٔ وصلش که می‌دادم به شب

آن نگار شوخ با فردا فکند

گفته بودم دست من گیرد به وصل

همچو زلف خویشتن در پا فکند

مردم چشمم به سر بار از غمش

این دو دیده بر سر دریا فکند

لعل دُر پاشش ز شور شکّرین

آتشی در لؤلؤ لالا فکند

غمزه غمّاز آن دلبر ببین

بار دیگر در جهان غوغا فکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف زیبایی معشوق می‌پردازد که چون سایه‌ای بر او و دیگران تاثیر می‌گذارد و شور و شوق را در وجود او می‌افزاید. او با نگاهی عمیق به معشوق، دل را به شگفتی واداشته و احساسات و آرزوهای عاشقانه را بیان می‌کند. معشوق با غمزهایش سرها را در بازار جلب می‌کند و دو زلفش جان عاشق را به سودا می‌کشاند. وعده‌های وصال و زیبایی او به غم و شادی متناوبی می‌انجامد، و شاعر از درد عشق و شوق وصال می‌گوید که در آن دو چشمش به دریا غرق شده است. در نهایت، زیبایی معشوق دوباره غوغایی در جهان به راه می‌اندازد.