شمارهٔ ۶۳۸ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
صبح روی تو سلامت میکند
هم دعای صبح و شامت میکند
چون به بستان بگذری ای جان و دل
سرو بستانی قیامت میکند
این دل بیچاره در بیتالحزن
چون دعای جان دوامت میکند
زان مراد این جهان بی وفا
آنچه میخواهی به کامت میکند
اشک خون میبارد از چشمم ز غم
از صبا هر دم پیامت میکند
خون دل از راه چشم ما مدام
همچو می هر دم به جامت میکند
سرو بالای تو گویم راستی
در چمن باری قیامت میکند
گر کسی سر میکند ایثار تو
دل جهان و جان به پایت میکند
زلف و خال چشم شوخت از هوا
هر زمان مرغی به دامت میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق به معشوق اشاره دارد. شاعر صبح را با سلامتی پر از دعا و عشق توصیف میکند و به دفعات به زیباییهای معشوقهاش در باغ و چمن اشاره میکند. دل شاعر پر از غم و اندوه است که از فقدان معشوقش ناشی میشود و اشکهایی که از چشمانش میریزد، نمایانگر عمق احساسات اوست. شاعر تاکید میکند که حتی در غم و اندوه، عشق و یاد معشوق او را تسلی میدهد و زیباییهای او همچون سرو و زلف، قلب و جان او را به وجد میآورد. در نهایت، شاعر عشق و دلبستگیاش را به معشوق با زبانی شاعرانه و احساسی به تصویر میکشد.