نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۱ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با قامت تو سرو به بستان چه می‌کند

گل با رخت بگو به گلستان چه می‌کند

چون بر گل رخ تو چو من عندلیب نیست

در مدح روی خوب تو دستان چه می‌کند

هر دیده کاو فروغ رخت را ز دور دید

آخر بگو که شمع شبستان چه می‌کند

خسرو چو یافت آن لب شیرین به کام دل

با لعل دلکشت شکرستان چه می‌کند

گرچه مکررست حدیث شکر ولی

پیش لب تو قند لرستان چه می‌کند

هر گوش و هوش کز لب تو قصّه‌ای شنید

صوت هزار و بلبل بستان چه می‌کند

هرکس که روی چون گل تو در جهان بدید

فصل بهار و برگ زمستان چه می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته است. شاعر از تشبیهات مختلف استفاده می‌کند تا توصیف کند که جمال و دلربایی محبوبش چه تاثیری بر جهان پیرامونش دارد. او به گل، شمع، و دیگر زیبایی‌های طبیعت اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هیچ کدام از اینها نمی‌توانند با زیبایی معشوقش رقابت کنند. شاعر در واقع می‌خواهد بگوید که وجود محبوبش باعث شگفتی و حیرت در سایر زیبایی‌ها می‌شود و هیچ چیز نمی‌تواند احساساتش را نسبت به او توجیه کند.