نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا بنشین مرو در خواب امشب

دل ما را دمی دریاب امشب

ز نور روی خود ما را برافروز

که خوش باشد شب مهتاب امشب

بساز از روی یاری با غریبان

چو عمر از پیش ما مشتاب امشب

چو چشم خویشتن خوش باش با ما

چو زلف خود مرو در تاب امشب

به بادم برمده چون خاک کویت

بزن بر آتش عشق آب امشب

چرا ما را چنین می‌داری ای دوست

ز آب دیده در غرقاب امشب

مرا کام از جهان باری برآید

گرت بینم دمی در خواب امشب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از محبوب خود می‌خواهد که در شب مهتاب کنارش بنشیند و دل او را با حضورش شاد کند. او از دوستش می‌خواهد که نور وجودش را بر او بتاباند و لحظات شیرینی را با هم سپری کنند. شاعر به زیبایی و آرامش شب اشاره می‌کند و از دوستش می‌خواهد که در این شب با او باشد و از تنهایی‌اش بکاهد. در نهایت، احساسات عمیق خود را نسبت به محبوب بیان کرده و آرزو می‌کند که اگرچه زندگی کوتاه است، اما با دیدن محبوبش در خواب، آرامشی بیابد.