شمارهٔ ۷۰۷ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عاقبت کار فروبسته خدا بگشاید
در فتحی به من از روی صفا بگشاید
بیش از این غم مخور ای دل که ز لطفش روزی
گره از کار فروبسته ما بگشاید
التجا بر در مخلوق نشاید بردن
که در دولت و اقبال خدا بگشاید
دردم از حد شد و جز لطف خدا نیست دوا
بو که آن درد هم از پیش دوا بگشاید
تو گشا بار خدایا در فتحی بر من
که اگر تو نگشایی ز کجا بگشاید
در شب محنت هجران و پریشانی حال
صبر باید دل بیچاره که تا بگشاید
ای جهان پای به بند ستمت چرخ ببست
هم دعا کن که به تأثیر دعا بگشاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به امیدواری و اعتماد به خداوند اشاره میکند و بیان میکند که در نهایت، خداوند میتواند مشکلات و سختیها را حل کند. او از دلش میخواهد که غم را رها کند، زیرا روزی لطف خداوند کارها را گشوده و برطرف خواهد کرد. همچنین به این نکته تأکید میکند که متکی به مخلوق نباشد و تنها امیدش به خداوند باشد. شاعر، در مواجهه با درد و رنج، به دعا و صبر اشاره میکند و میگوید که باید صبور بود تا در نهایت گشایش رخ دهد. در پایان، با ذکر فساد و ستم در دنیا، از خداوند میطلبد که به دعاها گوش دهد و راهی برای رهایی بگشاید.