نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۲ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نصیب دشمنم بادا چنین عید

نپندارم چنین عیدی که کس دید

دلش هرگز ز روی مهربانی

بر این بیچارهٔ مسکین نبخشید

نپرسید از من رنجور مهجور

مگر مسکین عیادت هم نیرزید

به جانان گفتم ای جانم فدایت

به جان و دل از این معنی برنجید

به زلفش گفتم ای عنبر غلامت

چو ماری بر خود از غیرت بپیچید

بر اسباب جهان دل شد مخیر

بجز مهر جمالت هیچ نگزید

طبیب ما چنان نامهربان بود

که از بیمار خود هرگز نپرسید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعرگونه نشان‌دهنده‌ی احساسات عمیق و ناامیدی شاعر است. شاعر در آن از عید و شادی سخن می‌گوید، اما این عید را برای دشمن خود و نه برای خود می‌داند و به جای خوشحالی، ناراحتی و بی‌توجهی دیگران نسبت به مصائب خویش را به تصویر می‌کشد. او به معشوقش اشاره می‌کند و از بی‌مهری اطرافیان و ستمی که بر او می‌رود، به شدت ناراحت است. در نهایت، شاعر از بی‌اعتنایی طبیب نسبت به بیمار خود گلایه می‌کند که نماد بیشتر بی‌رحمی در جهان است.