نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا زین بیش درد دل نباید

وگر دردم دهی دیگر نشاید

نشاید جور با یاران یکدل

اگرچه دوستی در دل فزاید

چو سروش بر دو چشم خود نشانم

به سوی ما اگر یک لحظه آید

اگر تخم جفا کارد به جانم

به دم مهر گیاهِ او برآید

نگردم از وفایش تا توانم

به عهدش گر جهان بر من سر آید

ز جورش گویم ای دل ترک او کن

بر اینم جان من گر دلبر آید

دلا در راه عشقش سر فدا کن

به پیش ما دمی کان دلبر آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر expresses درد و رنج خود از جدایی و مشکلات عشق می‌کند. او می‌گوید که دیگر نمی‌تواند درد دل را تحمل کند و اگر درد جدیدی به او وارد شود، پذیرفتی نیست. او بر وفاداری به یاران و دوستی تأکید دارد و می‌گوید که حتی اگر دردی به او برسد، از محبت و عشقش دست برنمی‌دارد. شاعر در نهایت تأکید می‌کند که باید از عشق و فدای دلبر در راه عشق دریغ نکرد.