نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳۶ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

فراقت بر دلم بار آورد بار

گل بختم همه خار آورد خار

چو زلف سرکشش شوریده حالم

چرا پیوند ما را بشکند یار

مرا بر دل بسی بُد بار ایام

منه بر دل مرا هجران به سر بار

بگو کز گلشن وصلت نگارا

نصیب من چرا باشد همه خار

مکن زین بیش بر من جور و خواری

برو شرمی بدار آخر ز دادار

وفا و مردمی در پای بردی

نگه دار عهد ما باری به یاد آر

دلم بردی و بشکستی چو زلفت

چو دل بردی ز ما نیکش نگه دار

ز دست روز هجرانت دلم را

مدارش همچو زلف خود نگونسار

به بازار غم عشقت گذشتم

شدم از جان و دل او را خریدار

جهان را رونقی چندان نباشد

از این بهتر بدارش ای جهاندار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و رنج ناشی از دوری و جدایی از معشوق است. شاعر از درد و سختی‌های ناشی از عشق و فراق می‌گوید و به مقایسه زیبایی و راحتی عشق با تلخی و خارهایی که به خاطر جدایی تجربه می‌کند، می‌پردازد. او از محبوبش می‌خواهد که دیگر به او ظلم نکند و به یاد وفا و عهد گذشته باشد. در نهایت، شاعر حسرت می‌خورد که عشق او به گونه‌ای دچار آسیب و شکست شده و از دنیا می‌خواهد که به او آرامش و رونقی بدهد.