نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا چون خاک راهت خوار مگذار

تویی یارم مرا بی یار مگذار

اگر یاری تو با من کار ما را

به کام خاطر اغیار مگذار

دلم دزدید زلف دلفریبت

نگهدارش بدان طرّار مگذار

اگر زلفت به روی تو برآشفت

ز لعلش کن دوا بیمار مگذار

چه سرمستست چشم دلفریبت

دلم در دست آن خونخوار مگذار

دلم مجروح شد از جور ایام

دل ما را چنین افگار مگذار

دو زلف دلفریبت را ز خوبی

به روی خویشتن بسیار مگذار

عزیزی دیده‌ام ای دیدهٔ من

ز لطفت اینچنینم خوار مگذار

گل وصل تو ای سلطان خوبان

ازین پس تو به دست خار مگذار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از محبوبش درخواست می‌کند که او را رها نکند و مانند خاک پایش خوار نگذارد. او به عشق و زیبایی محبوب اشاره می‌کند و از درد و رنجی که به خاطر جدایی احساس می‌کند، سخن می‌گوید. شاعر از محبوب می‌خواهد که زلفش را به دست کسی نگذارد و با او به نیکی رفتار کند. او نسبت به محبت محبوب حساس است و احساس ضعف و آسیب را از بی‌محلی او می‌خورد. در نهایت، شاعر خواهان ارتباط نزدیکتر با محبوبش است و از او می‌خواهد که به خاطر عشق و زیبایی‌اش، دل او را نرنجاند.