شمارهٔ ۷۹ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بر دل من مهر تو هر لحظه زیادت
یک بار نظر کن به من از روی ارادت
یک لحظه مرا یاد نکردی ز سر لطف
شرم از من بیچارهٔ دلسوخته بادت
آن کس که مرا از تو به ناکام جدا کرد
وقت شدنش یاد مماناد شهادت
چشمش به تو روشن شد و خاطر به تو خرّم
دوران چو تو را دید به هنگام ولادت
در روی دل افروز تو چون آینه پیداست
الطاف خداوندی و آثار سعادت
رنجور فراقست دل از روی تلطّف
دریاب دل خستهٔ ما را به عیادت
از دست بشد جان جهان در غمت و نیست
امکان که کند باز دل از مهر تو عادت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از احساس عمیق عشق و دلتنگی خود سخن میگوید. او بارها به یاد محبوبش میافتد و از او خواسته است که نگاهی به او بیندازد. شاعر ابراز میکند که بیمحبتی محبوبش باعث رنج و درد او شده است. او همچنین به لطف و محبت خداوند و تاثیرات مثبت آن اشاره میکند و از محبوب میخواهد که به دل خستهاش رسیدگی کند. در نهایت، شاعر بیان میکند که عشق به محبوب برای او غیرقابل انکار و دلبستگی به او عادت شده است.