نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۸ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلم بر آتشست از لعل نوشش

بدان تا که بیابم پای بوسش

ز من بربود صبر و هوش و آرام

مسلمانان به چشم می فروشش

بخورد او خون جانم را به غمزه

که همچون شیر مادر باد نوشش

قسم دارم بر آن چشمان مخمور

بر آن لعل لبان باده نوشش

بر آن روی چو ماه و زلف شبرنگ

بدان بالا و برز حلّه پوشش

که خواب و خور ندارم در غم او

جهان را بر فلک برشد خروشش

چه باشد ای صبا کز روی یاری

رسانی حال زار ما به گوشش

بگو مشکن دلم را ای دلارام

به یکباره ببردی صبر و هوشش

تو را گر یوسف مصری به دستت

به قلبی گر خریدت می‌فروشش

نه قلبی کاو بوَد بر دل ورا نام

به گوش دل چنین گوید سروشش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید. شاعر با دل‌سوزی از سوز و آتش عشق خود به محبوبش سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او به زیبایی‌های چهره و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و اگرچه در غم او به سر می‌برد، از تاثیر عشقش بر زندگی‌اش و بی‌قراری‌هایش می‌نویسد. شاعر از نسیم به عنوان رساننده پیام عشق یاد می‌کند و از محبوب می‌خواهد که دلش را نشکنند، زیرا این عشق برای او ارزش بسیار زیادی دارد. در نهایت، قلب شاعر به محبوب الهام می‌دهد و او را به عنوان یوسفی زیبا توصیف می‌کند.