شمارهٔ ۸۲۸ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گر زنم آهی بسوزم خرمنش
ای مسلمانان بگویید از منش
تا به حالم رحمتی آرد کنون
ورنه در عشقش بگیرم دامنش
چون بدیدم حسن رویش را به دل
گفتم الحمدی بدم پیرامنش
ای صبا گر سوی کنعان بگذری
نزدم آور بویی از پیراهنش
هم عنایت بودمی ای کاجکی
تا به دیده رفتمی من مأمنش
دست دل نگذارم از زلف دوتا
ای صبا من، تا نگردی ضامنش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش میپردازد. شاعر ابراز میکند که اگر در عشقش دچار درد و رنج شود، به او دست نیاز دراز خواهد کرد و درخواست رحمتی از سوی معشوق دارد. او با دیدن زیبایی معشوق، سپاسگزار است و آرزو میکند که نسیم صبا بویی از معشوق به او بیاورد. در نهایت، شاعر میگوید که تا زمانی که دلش به معشوق اطمینان و پناه نیاورد، از عشقش دست نمیکشد. این شعر نماد احساسات عمیق، شوق و اشتیاق در عشق است.