نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در فراقت من نکردم خواب خوش

بی لبت هرگز نخوردم آب خوش

غرقه گشتم در غمت دستم بگیر

بحر غم را کی بود پایاب خوش

در فراقت جان شیرین می‌دهم

بندهٔ بیچاره را دریاب خوش

روی خوبت کعبه صاحب دلان

زآنکه باشد ابرویت محراب خوش

تا به کی در تاب باشی ای نگار

گرچه باشد در دو زلفت تاب خوش

جز رخ عاشق فریبت دلبرا

من ندیدم در جهان مهتاب خوش

کار من عشقست و بار از غم به دل

باشدم در عشق او اسباب خوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از درد جدایی و غم ناشی از آن سخن می‌گوید. او به عشق و زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که بدون حضور او نه خواب خوشی دارد و نه آبی برای نوشیدن. شاعر از غم عمیق خود می‌نالد و از محبوب می‌خواهد که به او کمک کند. او همچنین به زیبایی محبوبش مشابهت‌هایی با کعبه و تابلوهای زیبا می‌دهد و اظهار می‌کند که عشقش تنها دلیل زندگی‌اش است و با این حال بار غم را بر دوش دارد.