نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۱ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای دل ما را به دردت حال خوش

کرده‌ای کار مرا پامال خوش

حال من زارست در هجران تو

کی تو پرسیدی مرا احوال خوش

وعدهٔ وصلم دهی امّا چه سود

می‌کنی در وعده‌ام اهمال خوش

چون الف بودم قدی در وصل تو

کرده‌ای پشت دلم چون دال خوش

نعره‌های شوق بر گل می‌زنم

بلبل بستان نباشد لال خوش

عاقلان در بند نام و ننگ خویش

فارغ از هر دو جهان ابدال خوش

گرچه احوال جهان آشفته گشت

بو که از لطفم بود آمال خوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر درد و ناگواری عشق و جدایی است. شاعر احساس می‌کند که در هجران معشوقش رنج می‌کشد و کسی به حال او نمی‌رسد. او به وعده‌های معشوق اشاره می‌کند که در عمل به تحقق نمی‌رسند و از احساس تنهایی و بی‌خبری معشوق از او گله دارد. شاعر همچنین به شوق و عشق عمیق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که اگرچه دنیا آشفته است، اما امید و آرزوهایش از دل او نشأت می‌گیرند. در نهایت، این شعر تصویرگر تضاد میان عشق و درد، و نیز بی‌توجهی معشوق نسبت به احوال عاشق است.