شمارهٔ ۸۳۳ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو خندد صبحدم گل در چمن خوش
نماید چون رخت در چشم من خوش
به بستان تا قد رعنات دیدم
به چشمم برنیامد نارون خوش
نگارا تا برفتی از بر من
دمم برمینیاید از بدن خوش
تن چون گل به پیراهن مپوشان
که بر گل مینیاید پیرهن خوش
رخت همچون گلست و یاسمن تن
که باشد سرخ گل با یاسمن خوش
به لعل تو نظر کردهست یاقوت
از آن رو برنیاید از عدن خوش
به حشرم ار بود امّید دیدار
بخفتم من به بویت در کفن خوش
جهانم بر دو دیده تار و تنگست
فراقت چون کنم بر خویشتن خوش
به پیش ما خرام ای جان که باشد
قد سرو سهی اندر چمن خوش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به توصیف زیباییهای گل و دلبر پرداخته و احساس عشق و شوق را بیان میکند. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل، یاسمن و نارون، زیبایی محبوب خود را به تصویر میکشد و میگوید که وجود او همچون گل در چشمش زیباست. همچنین اشاره میکند که تن او نباید لباس بپوشد، زیرا زیباییاش باید خود را نمایان کند. در نهایت، شاعر از غم فراق و تنگی دنیا میگوید و آرزوی دیدار معشوقهاش را دارد. غزل به طور کلی بیانگر عشق و زیبایی است که در طبیعت به وضوح دیده میشود.