نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۶ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گرم بوسی دهی از لعل پُر نوش

غلامی گردم از جان حلقه در گوش

که را باشد چنان چشم و لب و خد

که را آن عارض و زلف و بناگوش

که دیده همچو تو ماهی کله دار

که دیده همچو تو سروی قباپوش

مده خارم خدا را از گل وصل

مزن نیشم خدا را از لب نوش

چو دیگ از آتش عشقت شب و روز

به یاد تو فرو ننشینم از جوش

ز سر بگذشت اشکم از فراقت

چه دانی سرگذشت ما شب دوش

چرا بار غمم بر دل نهادی

چرا کردی تو عهدم را فراموش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در اشعار عاشقانه به توصیف زیبایی معشوقه و احساسات شدید عاشق می‌پردازد. شاعر از عشق و شوق خود سخن می‌گوید و از زیبایی‌های چهره و جسم معشوق خود، مانند چشم‌ها و لب‌ها، یاد می‌کند. او به شدت تحت تأثیر عشق و جذابیت معشوق قرار دارد و ابراز می‌کند که عشق او همچون آتش او را می‌سوزاند. شاعر همچنین از درد و غم فراق و نداشتن معشوق صحبت می‌کند و به یادآوری عهدی که بین آن‌ها بوده، دل‌تنگی و ناامیدی خود را نشان می‌دهد. به‌طور کلی، این شعر احساسی سرشار از عشق و هیجان را منتقل می‌کند.