نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

بر ما گذر ار آرد در دیده کنم جایش

جان در تن ما آید از قد دلارایش

ایثار قدوم او جز جان چه بود ما را

تا همچو درم ریزم بر قامت و بالایش

جانانم اگر روزی در باغ گذار آرد

صد سرو خجل گردد از قد دلارایش

گل گر رخ او بیند در دست فرو ریزد

سرو ار قد او بیند پیچیده شود پایش

جستم گل خوش بویی در باغ مرا گفتند

گل در عرق شرمست از عارض زیبایش

گفتم به چمن سروی چون قامت او باشد

گفتا نبود در باغ یک سرو به همتایش

جانست مرا لعلش در ما چه زنی آتش

با دست سر زلفش زنهار مپیمایش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته است. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، به عظمت قامت و قد دلنشین یار اشاره می‌کند و به شباهت‌های او با گل و سرو می‌پردازد. او اعتراف می‌کند که هیچ چیزی به زیبایی محبوبش وجود ندارد و هر آنچه در باغ و چمن می‌بیند، کمتر از اوست. همچنین شاعر به معضلات عشق و آتش درون ناشی از زیبایی معشوق اشاره کرده و از دوری و خطر نزدیک شدن به او هشدار می‌دهد. در کل، شعر به زیبایی و شدت احساسات عاشقانه می‌پردازد.