شمارهٔ ۸۴۳ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگارینا مکن بر من ستم بیش
مزن زین بیش تو بر ریش من نیش
ز وصلم کام دل میده خدا را
مجو زین بیشتر کام بداندیش
تو خویشی بیش ازین ما را میازار
که فرقی باشد از بیگانه تا خویش
به ترکش چون توان کز تیر مژگانش
اگر قربان شوم بهتر درین کیش
مرا داغ فراقت هست بر جان
نمک واجب نباشد بر سر ریش
چه گویم مدّعی بد سرانجام
چه با من در میان بودش ازین پیش
تو سلطان جهانداری خدا را
مشو غافل دمی از حال درویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به محبوب خود میگوید که بیشتر از این بر او ظلم نکند و از درد جداییاش شکایت دارد. او بیان میکند که در عشق به محبوبش، خداوند به او آرامش داده و نمیخواهد که وضعیت بدتر شود. شاعر از محبوب میخواهد که او را بیشتر آزار ندهد و تأکید میکند که این رفتار میتواند فرقی میان انسانهای نزدیک و بیگانه ایجاد کند. همچنین او از تیر مژگانی که در دلش میزند، به قربانی شدن راضی است. در نهایت، شاعر درد دوری را به نمک نافرمانی تشبیه کرده و از محبوب میخواهد که نسبت به حال او به عنوان درویش بیخبر نماند.