نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵۲ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

من نمی‌خواهم بجز روی تو باغ

با رخت دارم ز بستان‌ها فراغ

بی‌رخت عالم نمی‌بینم بیا

در دو چشم ما تویی همچون چراغ

باغ و بستانم تویی اندر جهان

بی‌تو من بس فارغم از باغ و راغ

در بهار و گل کجا سازد مقام

بلبل شوریده دانی غیر باغ

بیش ازین صبرم ز جان ممکن نبود

تا به کی بر دل نهیم از عشق داغ

گل برفت و خاروَر شد بوستان

جای بلبل بین که چون بگرفت زاغ

نغمه دستان کنون خلق جهان

باز نشناسند از بانگ کلاغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده‌ی عمق عشق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر می‌گوید که تنها زیبایی و لذت زندگی‌اش از وجود معشوق ناشی می‌شود و بدون او، هیچ زیبایی دیگری در عالم نمی‌بیند. او همچنین بیان می‌کند که در absence معشوق، احساس تنهایی و فراق دارد و به طرز غم‌انگیزی از تغییرات طبیعت و شگفتی‌های آن از جمله بهار و آواز پرندگان می‌گوید، که همه چیز بدون عشق، بی‌معنا و بی‌محتواست. به نوعی، شاعر از زوال عشق و کمبود شادابی و سرزندگی زندگی در غیاب معشوق شکایت می‌کند.