شمارهٔ ۸۶۳ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
پشتِ طاقت طاق گشت از بار عشق
پای دل مجروح شد از خار عشق
بر زبان ناید کسی را نام دل
جان فروشانند در بازار عشق
بس گران باریست بار عشق و صبر
از دلم بَردار یارب بار عشق
ای دل بیچاره در هجران بساز
کاینچنین افتاده کار و بار عشق
هر زمان در سینهام سر میزند
ای مسلمانان ز هجران بار عشق
چون فراقش خانه صبرم بکند
هم وصال او بُوَد معمار عشق
رنگ رویم شد بسان کاه زرد
در جهان اینست خود آثار عشق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر از بار سنگین عشق و صبر شکایت میکند و به دل مجروح خود اشاره میکند. او احساس میکند که نام عشق بر زبان کسی نمیآید و جانهای بسیاری در این بازار عشق فدای آن میشوند. شاعر از خداوند درخواست میکند که این بار سنگین عشق را از دلش بردارد. او همچنین از تلخی و تحمل دل در غم جدایی صحبت میکند و تأکید میکند که فراق عشق، منزل آرامش او را به هم میریزد. در نهایت، او به تأثیر عشق بر چهرهاش اشاره میکند و میگوید که همهٔ اینها نشانههای عشق است.