نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷۸ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

جهان خرّم و ما چنین تنگدل

ز جور بتی مهوش سنگدل

اگر هست چشم خوش او خمار

مرا او گرفته‌ست در چنگ دل

مرا میل بر صلح و در وصل دوست

ورا صلح بر هجر و بر جنگ دل

چو مطرب زند راه وصلش ز جان

به صوتم دو گوش و به آهنگ دل

کسی را که بهرام باشد نوند

چگونه دهد او بجز جنگ دل

اگر بخت یاری دهد دلبرا

بشویم به فضل تو از زنگ دل

جهان در سر کار او شد خراب

از آنم چنین خسته و تنگدل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از احساس ناکامی و دل‌تنگی خود سخن می‌گوید. او به زیبایی محبوبی اشاره دارد که دلش را گرفته و از این رو به شدت دلتنگ و پژمرده است. او ن دارد که با وجود تمایل به صلح و نزدیکی به محبوب، همه چیز به هجران و جدایی می‌انجامد. شاعر همچنین به موسیقی و آهنگی که او را به وصال محبوب می‌کشاند اشاره می‌کند، اما در عین حال، جنگ و درگیری دل را تجربه می‌کند. اگر بخت با او یاری کند، امیدوار است که از این درد و دل‌تنگی رهایی یابد. در نهایت، او از ویرانی جهان به خاطر عشق و حسرتی که بر دل دارد، سخن می‌گوید.