نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مراست از دو جهان مهر دوست حاصل دل

جزین چه هست مرا در جهان مداخل دل

بیا که گر همه عالم شوند دشمن جان

به دوستی که نشستی تو در مقابل دل

خیال بود مرا کز تو برخورم شبها

زنیم خنده گهی بر خیال باطل دل

ز دست دل بجز از خون نمی‌خورم چه کنم

ز عشق دوست جزین نیست حاصل دل

چرا که راه وصال تو نیست آسانش

به لطف خویش نظر کن به کار مشکل دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق عشق و دوستی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که تنها چیزی که در زندگی برایش مهم است، محبت دوستش است و در برابر دشمنی‌های جهان، نیکی‌های دوستی را ارزشمند می‌داند. او به خیالات خود درباره معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که فقط با عشق و محبت او می‌تواند به زندگی ادامه دهد. در نهایت، شاعر از دشواری‌های رسیدن به وصال و نیاز به الطاف معشوق برای عبور از این مشکلات سخن می‌گوید.