شمارهٔ ۹۰۲ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه خوش باشد شراب وصل در جام
به کام دل نشستن با دلارام
مرا کام دل از هجر تو تلخست
بده کامم که شیرین گرددم کام
کسی کز آتش عشق نگاری
نگردد پخته در عالم زهی خام
طمع در وصل او بستن محالست
من بیچاره خرسندم به پیغام
ز دام زلف او دل ناشکیبست
که با دامش خوش افتادهست با دام
به دریای تحیر غرقه گشتم
نمیدانم که چون باشد سرانجام
صبوری کن دلا مشتاب در خواب
به صبر دل توان دید از جهان کام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای عشق و شوق وصال اشاره میکند. او بیان میکند که شراب عشق چقدر شیرین است و آرزوی نشستن در کنار محبوبش دل را شاد میکند. اما در عین حال، او از جدایی و هجران رنج میبرد و میخواهد که این تلخی رفع شود. شاعر میگوید که کسی که در آتش عشق گرفتار است، نمیتواند بیاحساس بماند و آگاهی از طمع به وصال محبوب عذابآور است. او به نامحبوبش عشق ورزیده و در دام زلف او گرفتار شده است. در انتها، شاعر از دل خود میخواهد که صبر کند و به امید رسیدن به آرامش و کام دل، به دنیا نگاه کند.