شمارهٔ ۹۰۳ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سرو ناز رسته دمی سوی ما خرام
تا از هوای قد تو یابیم احتشام
گر بگذری به سوی چمن سرو و نارون
افتد به پیش قامت زیبات در خرام
مرغ دل ضعیف مرا بال و پر بسوخت
ای نور هر دو دیده ز اندیشههای خام
بر حال زار من چو ترحم نکرد یار
یارب دلست در بر دلدار یا رخام
من شیرگیر غمزه غمّاز او شدم
وز هیچ رو چو آهوی وحشی نگشت رام
همچون رکاب در قدمش خواستم شدن
پیچید ابرش نظرش را ز ما لگام
بنمای دیده تا که شود دیده روشنم
زان رو که نیست کار جهان را از او نظام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک معشوقه اشاره میکند و آرزوی دیدن او را دارد. او از عواطف سرشار خود نسبت به این معشوق میگوید و بیان میکند که چگونه زیبایی او تأثیر عمیقی بر دلش گذاشته است. شاعر همچنین از غم و اندوه خود به خاطر دور بودن از معشوقه و تلاش برای جلب توجه او سخن میگوید. او تمنا میکند که معشوق را ببیند تا دلش روشن شود، زیرا به تیرههمگی و بینظمی دنیا اشاره دارد که به نظرش ناشی از دوری از معشوق است. در نهایت، او خود را در برابر معشوق به شدت آسیبپذیر توصیف میکند و از بیتابی و حسرتی که به خاطر دوری از او دارد، میگوید.